صفحه اصلی × ورود عضویت ویدئو پادکست مقالات وبلاگ فروشگاه آزمون شخصیت آزمون هوش
logo

چگونه بر به تعویق انداختن کارها، یکبار و برای همیشه غلبه کنیم؟

x

چگونه بر به تعویق انداختن کارها، یکبار و برای همیشه غلبه کنیم؟

60

1400/5/31

:اشتراک گذاری

چگونه بر به تعویق انداختن کارها، یکبار و برای همیشه، غلبه کنیم

هر یک از ما عادت هایی برای به تعویق انداختن کارها داریم - به هر حال همه ی ما انسان هستیم. طبیعی است که گاهی اوقات کارها را به تعویق بیندازیم و کارها را به فردا موکول کنیم. فرقی نمی کند که دانش آموزی باشید که مشغول به تعویق انداختن فعالیت ها تحصیلی اش است، یا کسی که در خانه کار می کند و کارهای خانه را نادیده می گیرد و یا مدیرعاملی که مهلت های تحمیل شده خود را در کارها نادیده می گیرد. همه ما این را انجام می دهیم.
اما مشکلات زمانی به وجود می آیند که "به تعویق انداختن" عادی می شود و زندگی ما را در بر می گیرد. در نهایت ، این نوع به تعویق انداختن فعال عواقب منفی دارد، در پس ذهن ما قرار گرفته و مانع از لذت بردن از اوقات فراغت و همچنین دستیابی به رشد شخصیتی بیشتر می شود.
به گفته انجمن روانشناسان آمریکا، حدود 20 درصد جمعیت را افرادی که به تعویق انداختن کارها برایشان تبدیل به یک عادت یا سبک زندگی شده است، تشکیل داده اند. اگرشما نیز مشمول این هستید، اهداف و مسئولیت های شما همواره با رضایت های کوتاه مدت بیشتری جایگزین می شوند.
به نوبه خود، این می تواند برای شما یک مارپیچی از گفتگوی درونی منفی را به ارمغان بیاورد، که تمام تلاش های دیگرتان را برای ترک عاداتی که شما را عقب نگه می دارند، به خطر می اندازد.
اگر می خواهید این به تعویق انداختن ها را شکست دهید و واقعاً متعهد به مقابله با این نوع اعتیاد هستید، رابطه شما با انجام به موقع کارها و به طور کلی لذتی که از زندگی می برید، بهبود می یابد.

"به تعویق انداختن" چیست ؟


به تعویق انداختن و تعلل کردن در انجام کاری به چه معناست؟ وقتی صحبت از معنای این لغت می شود، اینکه بدون طفره رفتن به اصل موضوع و معنای آن بپردازیم، کمک کننده است . درگیر این رفتار به تعویق انداختن شدن به این معناست که در متقاعد کردن خود برای انجام کارهایی که باید انجام دهید، واجب است که انجام دهید یا مایل به انجام آنها هستید، دچار مشکل هستید.
به جای کار بر روی چیزی مهم و فوری، که نیازمند تلاش و زمان زیاد است، خود را کاملاً درگیر چیز دیگری می کنید. شاید به جای نوشتن یک مقاله یا داشتن گفتگویی دشوار، ناگهان به تمیز کردن خانه خود می پردازید. و یا از قضا، ممکن است که سالها شده باشد که خانه تان نیاز به نظافت داشته باشد، اما با وقت گذراندن در رسانه های اجتماعی، وقت کشی می کنید. و درست همانجا، موضوع اصلی ما است: وقت کشی.
اگر آن را بکشیم، دیگر هیچ وقتی برای رسیدگی به کارهای به اصطلاح فوری و ضروری نداریم! در عوض، کلید این کار، این است که زمان خود را به خوبی مدیریت کنیم ؛ به طوری که زمان کافی برای کارهای دیگر باقی بماند - چیزهایی که حتی ممکن است برای آنها برنامه ریزی نکرده باشیم. دوستان من ، این ، کیفیت زندگی است و اینکه واقعا بتوان از زندگی در لحظه حال لذت برد.

غلبه بر "به تعویق انداختن" : شناسایی باور های غلط عام

اگرچه معنای این واژه کاملاً واضح است ، اما تعریف آنچه که به تعویق انداختن کار نیست، به همان اندازه در درک دلایل انجام این کار مفید است. بگذارید برخی از تصورات غلط و رایج (و در عین حال مداوم) درباره این لغت را برطرف کنیم ، شروع کنیم ؟
باور اولبه تعویق انداختن، تنبلی است.
از نگاه بیرون، این لغت می تواند کمی شبیه به تنبلی به نظر برسد. اما بین تنبلی و به تعویق انداختن تفاوت قابل توجهی وجود دارد. هنگامیکه افراد تعلل گر انجام کارها را گاهی اوقات حتی تا آخرین لحظه به تعویق بیندازند، یا حتی وقت خود را صرف خیره شدن به این خلأ بزرگ کنند، بیایید زود قضاوت نکنیم و این رفتار را به عنوان تنبلی نبینیم. افراد تنبل، کم کاری می کنند یا هیچ کاری انجام نمی دهند و از این انجام ندادن کار، اذیت نمی شوند.
برعکس ، تعلل گر ها واقعاً می خواهند کاری را انجام دهند اما به نظر نمی رسد که این روند را هیچ وقت آغاز کنند. در حالی که تنبلی، منفعل و حتی بی علاقگی است. افراد تعلل گر فعال و مایل به انجام کاری هستند ؛ درواقع حتی اگر تصمیم به انجام کارهای دیگری به جای کاری که باید انجام دهند دارند، اما بازهم یک کاری انجام می دهند.
صرف نظر از آنچه دیگران فکر می کنند، با از بین بردن احساسات منفی شروع کنید وبه خودتان بعنوان کسی که تنبل نیست، فکر کنید. در عوض، برخی از معانی خودبخشودگی را تمرین کنید و دقیق تر باشید: شما یک فرد تعلل گر هستید، تمام !
کلمات اهمیت دارند. اولین قدم در راه کنترل بهتر خود، درک بهتر ریشه رفتارهای شماست. این در واقع شروع ما برای حل کردن آن است.
باور دومبه تعویق انداختن، نوعی آرامش و تمدد اعصاب است.
یک تصور اشتباه رایج دیگر در مورد به تعویق انداختن کار این است که نوعی آرامش است - یا به عبارت دیگر ، آرامش گونه ای از به تعویق انداختن است. در هر صورت، این مشکل ساز است و واقعیت ندارد. به طور غریزی، همه ما می دانیم احساس آرامش چگونه است: ذخایر انرژی شما را تجدید می کند و باعث می شود احساس خستگی کمتری کرده و توانایی بیشتری برای انجام وظایف در زندگی داشته باشید. حتی از بسیاری جهات، به تعویق انداختن کار دقیقاً برعکس آن است.
این آگاهی خاموش از آنچه باید روی آن تمرکز کنید، همراه با اضطراب اغلب در سطح پایین و در عین حال مستمر در پسِ ذهن شما واقعاً می تواند انرژی شما را تخلیه کند. بعلاوه، جای تعجبی ندارد که این یک دایره ی نادرست و معیوب است: هرچه انرژی کمتری حس کنید، در برابر استرس یا حتی افسردگی آسیب پذیرتر می شوید، که به نوبه خود این احتمال را افزایش می دهد که کارهارا به تعویق بیاندازید. به طور خلاصه، انجام موفقیت آمیز کارها ما را قادر می سازد تا واقعاً آرامش داشته باشیم. تعویق اندازی این کار را انجام نمی دهد.
باور سومشما تحت فشار بهتر کار می کنید.
این یک جمله ی بسیار رایج است - اگر خودتان این ادعای جسورانه را مطرح نکرده اید، احتمالاً شنیده اید که شخص دیگری آن را گفته باشد. روایتی که در اینجا گفته می شود این است که واگذاشتن کارها تا آخرین لحظه، در واقع پربارتر است، زیرا عجله ای که بدلیل نبود زمان اتفاق می افتد، تنها یک جرقه ای است که برای شروع کار نیاز دارید.
با وجود این تصورات ماندگار که فشار می تواند بهره وری را تسهیل دهد، مطالعات خلاف این را نشان می دهند. اگر به عنوان فردی شناخته می شوید که در واقع بهترین کار را تحت فشار انجام می دهد، ممکن است از قاعده مستثنی باشید، اما محتمل ترین توضیح این است که عادت به تکمیل کار در دقیقه آخر ممکن است منجر به نوعی سرخوشی در غلبه بر همه احتمالات در شما شود. به هر حال، ما انسان ها از استعداد دراماتیک خود قدردانی می کنیم.

چرا کاری را به تعویق می اندازیم؟


بنابراین اگر اینکار به ضرر ما عمل می کند، چرا مردم کارها را به تعویق می اندازند؟
تعویق اندازی توسط طیف وسیعی از افکار و اعمال انجام می شود، اما در اصل، ما وظایفمان را به تعویق می اندازیم زیرا فکر می کنیم از آنها لذت نخواهیم برد و می خواهیم از ایجاد ناراحتی جلوگیری کنیم، یا نگرانیم که آنها را خوب انجام ندهیم، یا از پیچیدگی یک کار (یعنی ثبت مالیات یا کاشت میوه ) می ترسیم و یا در نهایت به این دلیل که حواسمان پرت شده و خسته شده ایم، از انجام آن خودداری می کنیم.
تناقص زمانی
ناسازگاری زمانی تمایل ما برای ارزش گذاری پاداش های لحظه ای و فوری نسبت به پاداش هایی که در آینده است، می باشد. به این ترتیب، خود کنونی و خود آینده شما اغلب در تضاد یا حتی در کشمکش با یکدیگر هستند. در حالی که ورژن آینده شما می خواهد ثبات مالی داشته باشد، ورژن فعلی شما می خواهد از درآمد خود لذت ببرد زیرا زندگی بسیار کوتاه است. در حالی که ورژن آینده شما می خواهد تا دوران پیری سالم و سرحال باشد، خود فعلی شما ترجیح می دهد به جای ورزش، فیلم ببیند. نکته این است که عواقب به تعویق انداختن کارها اغلب سال ها بعد از آن پدیدار خواهند شد و این موضوع باعث می شود که آنها کمتر "واقعی" به نظر برسند.
بلاتکلیفی… یا از کارافتادگی
در این دوره و زمانه ، ما عموماً گزینه های زیادی برای انتخاب داریم ؛ جوامع ما انتخاب های فردی و داشتن خواست و اراده ی آزاد برای هر شخص را، چه خوب و چه بد، می پرستند. اگرچه اصول اساسی بنیادین در اینجا این است که هرچه گزینه های بیشتری داشته باشیم، خوشحال تر خواهیم بود، اما امروزه مردم شادتر از اجداد خود نیستند.
اگرچه داشتن انتخاب های فراوان در دسترس به طرز غیرقابل انکاری زندگی را از جهات مختلف آسان کرده است، اما داشتن آزادی تصمیم گیری بیشتر، باعث سردرگمی بیشتر در مورد آنچه که باید و نباید در اولویت باشد، می شود. اینکه چه چیزی ضروری یا فوری است و چه چیزی نیست ؛ و حتی گاهی اوقات تشخیص آنچه که درست است در مقابل آنچه اشتباه است.
این سردرگمی امروزی، مقدار زیادی از ناتوانی و ضعف به همراه خود دارد. در واقع انتخاب جایی برای شروع، ممکن است بسیار طاقت فرسا یا حتی فلج کننده باشد. اگر می خواهیم عادات مثبت بیشتری را پرورش دهیم، در این شرایط، لازم است ارزشها و اهداف شخصی خود را مشخص و واضح تر کنیم.
از دست دادن ارتباط با ارزش زمان
شلوغی زندگی مدرن همچنین می تواند به آسانی موجب از دست دادن جنبه فکری و منظر دید و اینکه فراموش کنیم که همه ما موجودات محدود و فانی با زمان محدودی در این زمین هستیم شود. به عبارت دیگر، زمان (و نه پول) ارزشمندترین دارایی ما است.
در حالی که اغلب راه هایی برای ایجاد یا قرض گرفتن پول بیشتر وجود دارد، اما زمانی که گذشته است را هرگز نمی توان جبران کرد. چرا اجازه نمی دهید ضرب المثل قدیمی "زندگی کوتاه است" ، به جای به تعویق انداختن که فقط به معنای واقعی کلمه "کشتن زمان" است، به ما الهام ببخشد؟
خودفریبی
به تعویق انداختن کار می تواند تا حدی خود فریبی را نیز باشد. در برخی موارد، اکثر این مدل افراد از این واقعیت که آنها کاری را به تعویق می اندازند و همچنین عواقب آن، آگاه هستند. اما تغییرعادات یک فرد، در واقع به تلاش بیشتری نسبت به اتمام کار مربوطه نیاز دارد، بنابراین این تعلل کنندگان اغلب خود را در مورد برخی از حقایق خیلی راحت متقاعد می کنند.
به عنوان مثال، ممکن است به خودتان بگویید که تحت فشار به بهترین حالت کار می کنید، یا با توجه به همه استرس هایی که است، در حال حاضر زمان بدی برای ترک سیگار است. اما در واقعیت، شروع همیشه اولین قدم خواهد بود و هرگز "زمان مناسبی" پیدا نخواهید کرد.
کمال گرایی
برخلاف ارتباطات حکمفرما با تنبلی، افراد تعلل گر اغلب افراد کمال گرا هستند. آن ها اغلب ترجیح می دهند تا کاری را به تعویق بیاندازند به جای اینکه ریسک کنند و کاری را کامل و عالی انجام ندهند. اگر شما به این صورت هستید، ممکن است آنقدر نگران تصورات و قضاوت های دیگران باشید که در عوض تصمیم به انصراف از انجام کاری بگیرید.
مشکل همینجاست: قرار دادن رویاها و اهداف خود در یک شکاف نامحدود به دلیل آنچه که دیگران فکر می کنند یا نمی کنند، به هیچ وجه راهی برای برخورد منصفانه با تمام پتانسیل و توان شما نیست.
عدم سازماندهی
سرانجام، برخی از ما به دلیل عدم داشتن نظم بسیاری از کارها را به تعویق می اندازیم و فکر منظم شدن را بسیار قریب به اتفاق می دانیم. منظم بودن به صورت طبیعی جزو ویژگی های همه ی افراد قرار نگرفته ؛ به همین دلیل است که افراد منشی یا دستیار برای خود استخدام می کنند. بی نظم بودن می تواند حتی فاصله ی بین شما و وظیفه مورد نظر را بیشتر کند، زیرا "نظم بخشیدن" همیشه گامی است که قبل از شروع کار باید برداشته شود. این می تواند منجر به تعویق انداختن "منظم شدن" شود، در حالی که کار اصلی (یعنی شروع بیزینس خودتان)، بیشتر و بیشتر به سمت آینده ای که فقط تصورش را می کنید، هل داده می شود.
زمینه های اصلی سلامت روان
برای برخی افراد، به تعویق انداختن کارها بیشتر از یک عادت اعصاب خرد کن است. این می تواند نشان دهنده یک سری مشکل جدی در زمینه سلامت روان مانند ADHD ، OCD، اضطراب یا افسردگی باشد. در حالی که یک مشکل اساسی ممکن است ریشه این تعویق اندازی کارهای شما باشد، اما به هر دو صورت پیش می رود: به تعویق انداختن شما همچنین ممکن است به هر گونه مشکل روانی که دارید دامن بزند یا حتی باعث بروز مشکلات جدید شود.
اضطراب نمونه بارز آن است. در حالی که اضطراب ممکن است باعث به تعویق انداختن کار شما شود، اما تعویق انداختن شما عملا به اضطراب دامن می زند. اگر شما از تعویق اندازی مزمن یا مضعف رنج می برید، یکی از شرایط فوق می تواند مقصر باشد و ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که از یک متخصص حرفه ای کمک بگیرید.
دلایل غلبه بر تعویق اندازی
در حال حاضر احتمالاً براتون کاملاً واضح است که به تعویق انداختن کارها می تواند تأثیرات سوء بر مسیر کلی زندگی شما داشته باشد. در اینجا چند دلیل مشخص برای مقاومت در برابر به تعویق انداختن کارها وجود دارد:
این کار، مانع شما از رسیدن به اهداف و رویاهایتان می شود.
به تعویق انداختن کار یکی از موانع اصلی است که شما را از بلند شدن از رختخواب، گرفتن انتخاب هایی که شما را به اهدافتان می رساند و در نهایت زندگی ای که همیشه آرزو داشتید، باز می دارد. چرا تمام تلاش خود را نمی کنید تا بدرخشید و به گونه ای زندگی کنید که با بهترین و واقعی ترین ورژن خود مطابقت داشته باشد؟
بهتر است از کاری که انجام داده اید پشیمان شوید تا کاری که نکرده اید.
مطالعات اخیر نشان داده است که بیشتر مردم نسبت به کارهایی که انجام نداده اند، پشیمان هستند. ناگفته نماند که پشیمانی و احساس گناهی که در نتیجه فرصت های از دست رفته احساس می کنیم، بیشتر از احساسات منفی ناشی از کاری که در واقع انجام داده ایم، با ما باقی می ماند.
عوارض احساسی، جسمانی و عملی می خواهد.
افراد تعلل گر معمولاً نمرات پایین تری در مدرسه می گیرند، کار با کیفیت پایین تری در مشاغل خود انجام می دهند و همچنین می توانند گاهی از بی خوابی یا نقص سیستم ایمنی رنج ببرند.
به تعویق انداختن مزمن همچنین می تواند روابط ما را با دیگران - چه شخصی و چه حرفه ای - به خطر بیندازد. اگر تعویق اندازی شما باعث افسردگی (یا برعکس) می شود، هیچگاه مسئله ی شرم آوری نیست که برای درمان آن به دنبال یک درمانگر خوب باشید!

چگونه می توان از این به تعویق انداختن کارها دست کشید؟


بیایید با آن روبرو شویم: جهانی که می شناسیم برای به تعویق انداختن کارها بسیار مناسب است. این فقط بدان معنی است که یادگیری نحوه برتری یافتن و عبور از تعویق اندازی یکی از مهمترین مهارت هایی است که می توانیم به دست آوریم. اگر می دانید که در آن دوره های کمیاب از بهره وری و انگیزه شادتر هستید، اقدامات زیر را برای ایجاد بهره وری به عنوان نیروی بیشتر در زندگی خود در نظر بگیرید.
قدم اول : عادات تعویق اندازی خود را بپذیرید.
دلایل زیادی وجود دارد که ما انجام کارها را به بعد موکول می کنیم. اگر به دلایل غیرقابل انکار خوبی یک کار مهم را به مدت کوتاهی به تأخیر انداخته اید (یعنی نگرانی های مربوط به سلامتی یا افزایش غیرمنتظره حجم کار)، پس ممکن است واقعا در انجام کاری تعلل نکرده اید و آن را به تعویق نیانداختید.
اما اگر به طور مداوم انجام کاری را به تأخیر می اندازید یا از پرداختن به موضوعی که نیاز به رسیدگی فوری دارد اجتناب می کنید، آنچه که انجام می دهید به تعویق انداختن آن کار است و باید به این ترتیب مشخص شود. چند علامت دیگر که مشخص می کند شما کاری را به تعویق می اندازید:
• خودتان را بسیار مشغول انجام وظایف با اولویت پایین می کنید که هیچ حس واقعی از موفقیت برای شما به همراه ندارد.
• برخی از موارد، علی رغم اهمیت بالایی که دارند ، همیشه به طور ثابت در لیست کارهایی که باید انجام دهید ، قرار دارند .
• شما مدت زمان قابل توجهی را صرف این که چه تصمیمی باید بگیرید، می کنید - بدون اینکه در نهایت به هیچ تصمیمی برسید.
• شما فقط رسیدگی به یک کار ضروری را شروع می کنید تا حواس خود را با تهیه ی میان وعده یا چک کردن شبکه های اجتماعی پرت کنید.
• اغلب خود را در انتظار لحظه مناسب یا پیدا کردن انرژی مناسب برای انجام کاری می بینید.
قدم دوم : دلایلی که بخاطر آنها انجام کار خود را به تعویق می اندازید، پیدا کنید.
هنگامی که به تعویق انداخت را به عنوان مشکل تشخیص دادید، گام بعدی درک دلایل آن است. به بخش بالا با عنوان "چرا ما انجام کارهایمان را به تعویق می اندازیم ؟" برای درک واضح تر دلایل شخصی خود مراجعه کنید. شما ممکن است بخاطر هرکدام از دلایل زیر انجام کاری را به تعویق بیاندازید :
• شما از انجام یک کار اجتناب می کنید زیرا آن را خسته کننده یا آزاردهنده می دانید.
• شما بی نظم هستید و نمی دانید چگونه منظم شوید.
• شما منظم هستید، اما با این حال، احساس می کنید که در انجام یک کار مشخص غرق شده اید.
• شما در مورد مهارت یا تخصص خود شک دارید و نگران این هستید که کار را درست انجام ندهید.
• شما از موفقیت می ترسید زیرا آن را دریچه ای برای کارهای چالش برانگیزتر و خسته کننده تر می دانید-در واقع کارهای بی پایان!
• شما فقط نمی توانید تصمیم بگیرید که چه کاری انجام دهید ، یا دقیقاً چگونه آن را انجام دهید.
قدم سوم : استراتژی ضد تعویق اندازی خودتان را بسازید.
به تعویق انداختن عمیقاً پتانسیل عادت شدن را دارد، اما مانند سخت ترین عادت ها، می توان آن را ترک کرد. در حالی که شاید ممکن است نتوانید در لحظه آن را ترک کنید، استراتژی هایی که برای متوقف کردن آن در ادامه گفته شده می تواند به شما کمک کند تا تسلیم وسوسه های کوتاه مدت آن نشوید و بهترین شانس موفقیت را به خود بدهید.
قدم چهارم: اینقدر به خودتان سخت نگیرید.
اگر سابقه طولانی و بدی در به تعویق انداختن کارهایتان دارید و مرتباً خود را به خاطر آن مورد شماتت قرار می دهید، دیگر کافیست. بخشیدن خود در واقع می تواند تا حد زیادی به تعدیل هرگونه صحبت منفی با خود کمک کند، بنابراین کاهش آن احتمال اینکه کمتر کارها را به تعویق بیاندازید، بالا می برد. به چیزهایی که با خود می گویید و قضاوت هایی که می کنید توجه کنید. به جای استفاده از عباراتی مانند "مجبورم " یا "نیاز است که"، که می توانند حس اختیار شما را از بین ببرد و کاملاً تضعیف کننده باشد، سعی کنید جملاتی مثل "من انتخاب می کنم"، برای مالکیت بیشتر کار و اهداف خود بگویید. این جملات به شما برای اینکه احساس کنترل بیشتری داشته باشید کمک می کند. به یاد داشته باشید: کلمات هرگز فقط کلمات نیستند - همیشه یک فکری در پس آنها وجود دارد و به نوبه خود، هر فکری دارای اهمیت خاصی است.
قدم پنجم : یک جدول زمانی دقیق، همراه با زمان بندی ها و ضرب الاجل هایتان تهیه کنید.
با نوشتن کارهایی که باید انجام دهید شروع کنید و یک بازه زمانی برای انجام هر یک از آنها مشخص کنید. این کار به شما کمک می کند تا پیوسته با کار خود کنار بیایید. اما، از آنجا که داشتن تنها یک مهلت زمانی برای کاری می تواند کمی شبیه دعوت شدن به تعویق آن کار باشد (ما تصور می کنیم که زمان زیادی برای انجام آن یک کار داریم و کار را به تعویق می اندازیم)، یک مرحله دیگر پیش بروید و کار خود را به مراحل مختلف تقسیم کنید. این قدم شامل هر مرحله ای که برای تکمیل پروژه مذکور، هرچند کوچک، باید انجام شود، می شود. ممکن است مراحل را به لیست کارهای ماهانه، هفتگی و روزانه تقسیم کنید. سپس، یک جدول زمانی جامع با مهلت های زمانی متعدد برای هر کار - اعم از بزرگ یا کوچک - درست کنید. به این ترتیب، شما به درک روشنی از آنچه که باید انجام شود و تا چه زمانی باید انجام گیرد، می رسید . این، به نوبه خود، احساس فوریت لازم را برای عمل و پیگیری آن ایجاد می کند.
قدم ششم: به خودتان قول پاداش یا هدیه بدهید.
اگر به شما یکسری مشوق های آشکاری کمک می کند، بد نیست که وقتی کار دشواری را بدون تاخیر انجام می دهید، به خودتان پاداشی بدهید. خواه میتواند یک موکا با خامه زیاد باشد یا اجازه اینکه پای خود را روی پای دیگرتان بگذارید و فیلمی تماشا کنید. داشتن یک سیستم پاداش دادن می تواند بسیار موثر باشد. این همچنین می تواند به عنوان یک یادآور منظم عمل کند ؛ که به پایان رساندن کارها، یک تجربه بسیار دلپذیر است!
قدم هفتم: از شخصی بخواهید که شما را چک کند.
داشتن کسی که شما را مسئول کاری می داند می تواند تغییرات بسیاری ایجاد کند. این امر به ویژه زمانی صادق است که، ما، به عنوان انسان، به آنچه دیگران فکر می کنند، خوب یا بد ،اهمیت می دهیم. بنابراین جلو بروید و از یک دوست، عضو خانواده، همکار یا شریک خود بخواهید که بارها و بارها شما را در انجام کارها چک کند. آن را به چشم فشار مثبت بدانید! به هر حال، این ایده اصلی در بسیاری از گروه های خودیاری است.
قدم هشتم: همانطور که پیش می روید، عمل کنید.
عمل کردن در حین پیش روی به معنای انجام وظایف در همان لحظه ی ظهور است، به جای اینکه به آنها اجازه دهید در طول روزها، هفته ها یا حتی ماهها افزایش پیدا کنند. اگر وظایفی وجود دارد که به نظر شما بسیار ناخوشایند هستند اما می توان آنها را به سرعت انجام داد، سعی کنید آنها را در اوایل روز انجام دهید و از بین ببرید، به طوری که بقیه روز را برای تمرکز روی کارهایی که به نظر شما معنی دار تر، حداقل دلپذیرترهستند، داشته باشید. ویلیام اچ مک رون، نیروی دریایی سابق که به مدت 34 سال خدمت کرده است، یک درس ساده را که تا به امروز به او کمک کرده است، با ما به اشتراک گذاشته است: اگر می خواهید جهان را تغییر دهید، با مرتب کردنِ تختخواب خود شروع کنید. ایده ای که در اینجاست این است که فقط با مرتب کردنِ تختخوابتان، شما از پیش هم اولین کار خود را با موفقیت انجام داده اید. این احساس غرور که به شما القا می شود می تواند شما را تشویق کند تا کار بعدی خود را - و وظیفه بعد از آن - انجام دهید. این یک واکنش زنجیره ای مثبت است.
قدم نهم: حواس پرتی ها را حذف کنید.
از این مرحله باید بدون توضیح عبور کرد، اما با این وجود همچنان مشکل بسیاری است: زمانیکه در حال انجام کار متمرکزتری هستید، ایمیل و شبکه های اجتماعی خود را از دسترس خارج کنید تا از حواس پرتی و وقفه ها جلوگیری کنید. این به شما کمک می کند تا خیلی سریعتر به وظیفه مورد نظر خود برسید - و قبل از اینکه بدانید، در واقع کاری را که فکر می کردید زمان بیشتری بری انجام دادنش طول می کشد، به پایان رسانده اید. در صورت لزوم، پس از انجام دادن یکی از مهمترین وظایف خود، به خود با چرخیدن در فیس بوک یا اینستاگرام، استراحت بدهید!

حرف پایانی


در حالی که درست است که به تعویق انداختن کارها می تواند بسیار اعتیادآور باشد و معمولاً ریشه در رفتارها و دیدگاه های عمیق تر دارد، اگر بخواهید، به تعویق انداختن کاملا مسئله ای قابل حل شدن است اگر کارهای لازم را برای شناسایی یک مشکل را انجام دهید، اینکه بفهمید که چرا در آغاز کار را به تعویق می اندازید و سپس یک برنامه عملی قوی ایجاد کنید که به شما برای انجام آن کمک کند، تنها بحث زمان است تا متوجه نتایج مثبتی که در زندگی تان ایجاد می شود، شوید.
ایران
تهران، شهرک قدس، بلوار دادمان، جنب رستوران لانجین، پلاک 38
+(98) 21 8858 1275 - 6
شنبه تا چهارشنبه 09:00 صبح - 05:00 عصر
suport@bavar.ir
پشتیبانی 24 ساعته
بالا