صفحه اصلی × ورود عضویت ویدئو پادکست مقالات وبلاگ فروشگاه آزمون شخصیت آزمون هوش
logo

یک عکس یک زندگی

x

یک عکس یک زندگی

325

1400/3/19

:اشتراک گذاری

(یک عکس یک زندگی)


راز لبخندش

انگار نه انگار که زلزله آمده باشد.با ما می خندد و بازی می کند دخترک، شهریور 91 است و با گروه داوطلبان رفته ایم برای امداد رسانی به زلزله زدگان روستاهای ورزقان تبریز.دخترک که ساکن روستایی گونجیک نام است، از زیر آوارها جان به در برده و زخم های پانسمان شده صورتش را زیر ماسک پنهان کرده و با ما مشغول بازی است.بچه ها تا ما را می بینند، لحظه های آوار یادشان می رود و دور چادر ما جمع می شوند.چشم های دخترک، شوق زندگی همه بچه های آن منطقه را توی خودش جمع کرده است.



بزرگ مرد کوچک

کودک خشت و خاک که شادمانی بازی کودکانه اش به کار مردانه پیوند خورده...
روز جهانی کارگر سال 86 و کودک کار یکی از کوره پز خانه های نعمت آباد...پسرک به همراه مادر و خواهر هایش توی کوره ها مشغول خشت زدن بودند که با دیدن تیم ما با خوشحالی آمدند طرفمان...رفته بودیم برای گرفتن گزارشی از کودکان کارگر و دادن هدایایی به بچه ها...پسرک ذوق زده گل سرخ را دستش گرفته بود و نگاهش به جایی آن ور لنز دوربین بود...
آن جا شاید شهری بود که بچه ها مجبور نیستند در آن کار کنند...




روسری آبی

روسری آبی کنار بقیه بچه های ده ، شنونده قصه گویی گروه ما شده و بعد هم شروع می کند با مداد رنگی روی کاغذ سفید، رنگ را نقش زدن.مادرش هم نشسته کنار دیگر مادر های کم سن و سال روستا، کودکانه دل سپرده به قصه ها و بعد هم به رج زدن نقش روی کاغذ، یک مادر و دختریِ کودکانه پر از قصه و رنگ.
لبخند روسری آبی شاید حکایت از آینده ای دارد که دخترکها با آن گونه های گلرنگ شان، آزادانه و رها کودکی را زندگی کنند.


ایران
تهران، شهرک قدس، بلوار دادمان، جنب رستوران لانجین، پلاک 38
+(98) 21 8858 1275 - 6
شنبه تا چهارشنبه 09:00 صبح - 05:00 عصر
suport@bavar.ir
پشتیبانی 24 ساعته
بالا